سيد جلال الدين آشتيانى
728
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حسنهاى از حسنات ختمى مرتبت است . گفتا به صورت ، ار چه ز اولاد آدمم * ليكن ، به مرتبه به همه حال برترم خورشيد آسمان ظهورم عجب مدار * ذرات كائنات ، اگر گشت مظهرم اوصاف لا يزال ز من گشت آشكار * بنگر به من ، كه آينهء ذات انورم فىالجمله مظهر همه اسماست ذات من * بل اسم اعظمم به حقيقت چو بنگرم اگر كسى در شرايع انبياء سابق نيك بنگرد ، و مزاياى اديان آنها را مطالعه كند ، و نحوهء ظهور و تحقق آنها را باسماء و صفات حق ، و درجات نبوت و كيفيت تأثير آنها را در معارف بشرى شهود نمايد ، خواهد فهميد كه حقيقت محمديه در چه درجهء از ترفع و مكانت است . لذا از آن حضرت وارد است : « لقد تمنّى اثنا عشر نبيا انهم كانوا من امتى ، و منهم موسى بن عمران » . خورشيد مقام ولايت و نبوت ، باعتبار اقتضاى هر عصرى به صورت شريعت و نبيى ظاهر مىگردد . ابتداى طلوع آن ، ظهور در آدم ابو البشر است ، و بتدريج استكمال يافته ، از نبيى به نبى ديگر منتقل مىشود ، تا بمقام كمال ختمى مىرسد . اين مقام مرتبهء استواء و اعتدال واقعى ولايت است ، كه به نهايت اوج خود رسيده است . صراط مستقيم حقيقى ، صراط عدل محمدى است . اين همان مقام جمع الجمع حقيقى و مرتبهء احديت وجود است ، كه اختصاص به حقيقت مبرا از تفريط و افراط خواجهء كائنات و سرور موجودات دارد . حضرت از براى رسيدن به اين مقام ، مخاطب بخطاب : « فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ » گرديد . قبله و وجههء آن حضرت بموجب كلام معجز نظام خودش ، « بين المشرق و المغرب قبلتى » نهايت اعتدال و وسطيت است . چون مظهر اسم اعظم است كه جامع عدل بين اسماء است . فاذا تقرر هذا الكلام ، فلنعطف العنان الى شرح ما في المتن فنقول مستعينا باللّه و مستمدا من ملكوته الاعلى : چون خلافت بين ظاهر وجود « حق » و مظهر وجود « خلق » به حكم ادلهء قبل واجب است ، و حقيقت محمديه و صورت اعظم او ، جامع بين نشأتين و صاحب مقام محمود و واجد مقام برزخيت كليه است ، باعتبار اتحاد واقعى او با اسم